چهارشنبه, ارديبهشت 06, 1396

didgah rahbar

دکتر خاندوزی مصاحبه با دکتر سيد احسان خاندوزي                                                   
دکترای اقتصاد، مدرس دانشگاه و معاون دفتر اقتصادی مرکز پژوهش های مجلس ...
ادامه مطلب

 

azadi vaezi

karimmian thumbشایسته سالاری، تجربیات سایر کشورها و راهکارهایی برای ایران                                                       
زهره کریم‌میان
دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
ادامه مطلب

Prev Next

مصاحبه با دکتر سيد احسان خاندوزي

مصاحبه با دکتر سيد احسان خاندوزي

دکترای اقتصاد، مدرس دانشگاه و معاون دفتر اقتصادی مرکز پژوهش های مجلس *تلقی شما در وضعیت ایده آل با توجه به مطالعاتی که داشتید از الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت چیست؟  ابتدا باید...

مصاحبه با دکتر داود طالبي

مصاحبه با دکتر داود طالبي

مصاحبه با دکتر داود طالبيمعاونت توسعه مديريت ومنابع بنياد ملي نخبگان- عضو هیأت علمی گروه مديريت صنعتي دانشگاه شهيد بهشتي در مصاحبه ای که با دکتر طالبی داشته ایم خواهید خواند: ضرورت...

مصاحبه با استاد مفتح

مصاحبه با استاد مفتح

بسمه تعالی مصاحبه با دکتر محمد هادی مفتح عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم الگو: مسیر هست ها تا خواست ها

دكتر ابراهیم فیاض

 

استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

اگر پيشرفت را بر تمايز يابی معرفتی و ساختاری تعريف كنيم، با عدالت‌گرايی به تكثرگرايی فرهنگی و شناختی و اشاعه و در نهايت تمايز معرفتی خواهيم رسيد؛ چرا كه هر چيز در جای خودش قرار می‌گيرد و اين سبب تنوع معرفتی خواهد شد كه سبب غنای معرفتی به جای فقر فرهنگی و معرفتی جهانی خواهد شد.

1. هر پيشرفتی از يك فلسفه تاريخ تغذيه ميكند كه بدون آن يك نوع صورت گرايی بدون محتوا خواهد بود؛ يعنی اگر كسی پيشرفت را بدون فلسفه تاريخ مربوط به آن بپذيرد، فقط يك كار تقليدی بدون آگاهی انجام داده است (مثل كشورهای غير غربی كه پيشرفت غربی را بدون فلسفه تاريخ آن قبول كرده اند و يك تقليد صرف را مرتكب شده اند).

 

2. فلسفه های تاريخ دارای يك ريشه مذهبی می باشند؛ چرا كه فلسفه های تاريخ بر اساس يك مبدا و مقصد تاريخی تدوين و تشكيل ميشوند و اين مبدا و مقصد از اديان به قرض گرفته ميشوند، مثل تولد مسيح كه مبدا تاريخ غرب واقع ميشود و تجلی و ظهور او به عنوان پيامبر مبدا فلسفه تاريخ غرب واقع ميشود و ظهور دوباره آخرالزمانی او نيز مقصد تاريخی واقع ميشود و فلسفه تاريخ غربی پيشرفت غربی را در بين اين دو نقطه مبدا و مقصد ترسيم ميكند كه كاملا تابعی از مبدا و مقصد مذكور می باشد.

 

3. فلسفه تاريخ غربی بر اساس مبدا به پديدارشناسی هگلی (و ما قبل آن در كلام مسيحی) برای تبيين اين فلسفه تاريخی و پيشرفت روی آورد (هر چند پديدارشناسی كانتی نيز تجلی ديگری از مسيحيت و كلام آن بوده است؛ نيچه) و در نهايت پديدارشناسی تاريخی هگلی توسط پديدارشناسی غير تاريخی هوسرل مورد نقد قرار گرفت. پس فلسفه تاريخ غربی بر اساس پديدارشناسی سه گانه كانتی (فلسفه علوم تجربی) و هگلی (فلسفه علوم انسانی) و هوسرلی (فلسفه انتقادی علوم انسانی و تجربی) بنا ميشود كه گفتمانهای درون گفتمانی پيشرفت غربی را ترسيم می كنند.

 

4. اسلام، فلسفه تاريخ خود را بر اساس آيت و نشانه بنا ميكند (بر عكس غرب كه بر اساس پارادايم بنا می كند) و پيشرفت خود را بر اساس پارادايم بنا ميكند. غرب فلسفه تاريخ را بر اساس پديدار بنا كرد. پس يك نوع جبريت و تعين در پيشرفت قايل شد، مثل تعين در روششناسی علوم تجربی كانتی و يا جبريت تاريخی در فلسفه هگل، ولی زمانی كه آيه و نشانه در نقطه مركزی واقع ميشود و نشانه حاكی از يك معنا است و معنا بی نهايت است و فقط در آن جهت مطرح ميشود، پس تعينی جز همان جهت و قصد وجود ندارد، لذا جبريتی نيز وجود نخواهد داشت. به همين دليل در پارادايم، انقلاب پارادايمی وجود دارد (تلك الايام نداولها بين الناس).

 

5. آيه هم شامل فرد و انسان ميشود و هم شامل غير انسان هر چه آنچه در زمين و آسمان است و نشانه های بزرگ انسانهای برتر مثل اديان و پيامبران ميباشد. پس هم مكان و هم زمان نيز در آن وارد ميشود؛ يعنی آيه ها در زمان و مكانها وارد ميشوند. پس يك نوع نسبيت زمانی و مكانی در آيتها مطرح ميباشد كه آن را از جبريت و تعين رهايی می بخشد.

 

6. مبدا تاريخی اسلامی پيشرفت ظهور پيامبر آخر الزمان است و مقصد تاريخی آن نيز ظهور امام آخر الزمان است و اين مسير هيچ وقت قطع نشده است و نشانه های خداوند در قالب پيامبر و امام در اين مسير ظهور كرده اند. پس سيره تاريخی مطرح ميشود كه هم حالت تاريخی دارد و هم حالت غير تاريخی، چون ولايت وجود دارد و ولايت غير تاريخی است، ولی سيره تاريخی آن را تاريخی ميكند. پس دچار تاريخ زدگی و يهودی و ضد تاريخی بودن مسيحی نميشود.

 

7. در پيشرفت اسلامی جنگ محور نيست، بلكه صلح محور است؛ چرا كه در آن تعين و جبريت مطرح نيست تا جنگ را به وجود آورد؛ چرا كه جنگ در اثر تقليل معرفتی و عامل گرايی تعينی به وجود می آيد؛ ولی اسلام با بُعد بخشی به وسيله عالم معنا و به وسيله ولايت، تعينهای تاريخی و تقليلی كه عامل جنگ است را از بين ميبرد و به وسيله غير تاريخی و عرفان، فضاهای برخورد كه فضای تنگی است به فضای بزرگتر تبديل ميكند. پس جنگ را منتفی ميكند و شاهد تاريخی آن روز عاشورا در كربلا است كه نه ذلت ميپذيرد و نه جنگ طلب است.

 

8. چون تعين زمانی به معنای غربی يا تاريخ گرايی در اسلام وجود ندارد كه يكی دارای زمان پيشرفته است و يكی ديگر در يك زمان عقب مانده قرار دارد و كشور عقب مانده در تضاد زمانی با كشور پيشرفته دارد و اين تضاد زمانی جنگها را شكل داده و می دهد (كه امروزه از آن به زمان و تضاد Zeit und Konfilkt ياد ميشود) و اسلام اين از راه رابطه زمانی به زمانهای معنوی كه شامل زمانهای مادی است، انجام می دهد و از تقليل زمانی به زمانهای متضاد جلوگيری ميكند (مثل زمانهای آخرتی كه در قرآن آمده است) و واسطه اين زمان و بسط زمانی امام و پيامبر است. پس به گونه فرا ساختار عمل ميكند.

 

9. تعين‌های مكانی كه در اسطوره های غربی مطرح شده است و مليتها و مرزها و تضادها به وجود آورده است، نيز در اسلام موضوعيت ندارد؛ يعنی در همان حال كه مكانهای مقدس را قبول دارد، به عنوان مكانهای حاكی از مكانهای ملكوتی، ولی به عنوان مكانهای نفی كننده مكانهای ديگر مطرح نميشود، بلكه به عنوان مكانهای شامل به آنها نگريسته ميشود و به جای تضاد، تفاهم را به وجود می آورد(مثل مكه در جهان اسلام) و مرز شكنی برای صلح جهانی ترسيم ميكند (مثل سفر ملكوم ايكس به مكه و استحاب مبارزه منفی و صلح طلبی به جای مبارزه خشن در بازگشت به امريكا).

 

10. زمان و مكان كه نسبی شد، نسبيت فرهنگی نتيجه آن خواهد شد؛ چرا كه فرهنگها، زمان و مكان خاص خود را دارند و در پيشرفت اسلامی زمان و مكانهای خاص لحاظ ميشود (مثل آمدن صد و بيست و چهار هزار پيامبر در طی زمان ها و مكان های متفاوت و بين هيچ كدام از پيامبران و رسل فرقی گذاشته نميشود تا تضاد به وجود آيد) پس بوميگرايی فرهنگی در پيشرفت اسلامی مطرح ميشود و همه اينها در توحيد خلاصه ميشود كه وحدت اسلامی و هدم احزاب در سايه آن به وجود می آيد، با همه تفاوتهای فرهنگی و مكانی و زمانی (بر عكس وهابيت كه بازگشت به سلف و زمان گذشته مطرح ميكند و فضای غير مدنی و بيابانی را ترجيح می دهد) و اين همان عرف معتبر در فقه و اصول فقه است كه دارای لسان قوم و مناسك قومی است كه در قرآن آمده است.

 

11. چون بومی‌گرايی فرهنگی در پيشرفت اسلامی مطرح ميشود، پس تراكم و تمركز مقبول نيست (آنچه در پيشرفت غربی مطرح است، تراكم در انديشه ماركس و تمركزگرايی در انديشه وبر) چرا كه تراكم و تمركز با عدالت اسلامی سازگار نيست (كی لايكون دوله بين الاغنياء منكم) چرا كه سبب انحصار ميشود و ظلم جهانی بر اساس تقدم ستاد بر صف است و سهمی كه ستاد ميبرد چندين برابر صف است. و اين از تمركز و تراكم ستاد به وجود می آيد كه نام جهانی شدن بر خود گرفته است.

 

12. اگر پيشرفت را بر تمايز يابی معرفتی و ساختاری تعريف كنيم، با عدالتگرايی به تكثرگرايی فرهنگی و شناختی و اشاعه و در نهايت تمايز معرفتی خواهيم رسيد؛ چرا كه هر چيز در جای خودش قرار ميگيرد و اين سبب تنوع معرفتی خواهد شد كه سبب غنای معرفتی به جای فقر فرهنگی و معرفتی جهانی خواهد شد و زمانی كه تمايزگرايی معرفتی به وجود می آيد، تمايز گرايی كنشی به وجود خواهد آورد و تمايزگرايی كنشی، تمايزگرايی ساختاری به وجود می آورد، پس با عدالت به پيشرفت واقعی؛ يعنی تمايز يابی معرفتی و ساختاری می رسيم.

 

14/4/1388

 

منبع چاپی: دو هفته نامه پگاه حوزه . شماره 258

 

یادداشت نخبگان جوان

بررسی چگونگی افزایش ظرفیت زبان فارسی برای تبدیل شدن به زبان علمی جهانی

با توجه به روند تعاملات عصر حاضر مبنی بر شکل‌گیری دهکده‌ای جهانی، ملتی که با ابزار زبان و فرهنگ بومی، تعریفی از...

شایسته سالاری، تجربیات سایر کشورها و راهکارهایی برای ایران

شایسته سالاری، تجربیات سایر کشورها و راهکارهایی برای ایران
  زهره کریم‌میان دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر     استقرار نظام شایسته...

نقد و آسیب شناسی "پیشگامی " در جریان پیشرفت

نقد و آسیب شناسی "پیشگامی " در جریان پیشرفت
زهرا داورپناه
دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه اصفهان
شاید مشکل ما این نیست که بزرگتر نداریم، مشکل ما این است...
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4

 

تازه ها

بررسی چگونگی افزایش ظرفیت زبان فارسی برای تبدیل شدن به زبان علمی جهانی

با توجه به روند تعاملات عصر حاضر مبنی بر شکل‌گیری دهکده‌ای جهانی، ملتی که با ابزار زبان و فرهنگ بومی، تعریفی از...

احياي فكر ديني به مثابه ی يك پارادايم كلامي(1)

احياي فكر ديني به مثابه ی يك پارادايم كلامي(1)
یادداشت دهم:
ايستار صفر پیشرفت
2- احياي فكر ديني به مثابه ی يك پارادايم كلامي(1) حجت الاسلام مهندس عبدالحمید...

نقد و آسیب شناسی "پیشگامی " در جریان پیشرفت

نقد و آسیب شناسی "پیشگامی " در جریان پیشرفت
زهرا داورپناه
دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه اصفهان
شاید مشکل ما این نیست که بزرگتر نداریم، مشکل ما این است...
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دیدگاه ها

حجت‌الاسلام‌ علی‌اکبر رشاد

حجت‌الاسلام‌ علی‌اکبر رشاد
  تحلیل مفهومی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت   حجت‌الاسلام‌ والمسلمین...

حجت‌الاسلام سیدحسین میرمعزی

حجت‌الاسلام سیدحسین میرمعزی
  مفهوم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت این مفهوم با تبیین چهار مطلب به...

دكتر حدادعادل

دكتر حدادعادل
  تأمّلی در معنای الگوی اسلامی ایرانی توسعه   در حالی كه همگان دم...

دكتر ابراهیم فیاض

دكتر ابراهیم فیاض
  استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران اگر پيشرفت را بر تمايز...
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

یادداشت صاحبنظران

دکتر امیرعلي سيف‌‌الدين

دکتر امیرعلي سيف‌‌الدين
بررسی تسهیل‌‌گری اسلام در جهت تحقق اقتصاد دانش‌‌بنیان
نگرشی جدید به بخشی از بستر نهادی الگوی اسلامی ایرانی...

دکتر عادل پیغامی

دکتر عادل پیغامی
 مفهوم‌شناسی پیشرفت گلخانه‌ای یادداشتی از دكتر عادل پیغامی، استادیار دانشكده‌ی معارف اسلامی و اقتصاد...

مهرداد راهداری

مهرداد راهداری
  معاون امور تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور همه در کشور...

دکتر زاهدی وفا

دکتر زاهدی وفا
    تبیین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت محمد هادی زاهدی وفا، رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع) و معاون وزیر...
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8