سه شنبه, خرداد 02, 1396

مصاحبه با دکتر داود طالبي

مصاحبه با دکتر داود طالبي
معاونت توسعه مديريت ومنابع بنياد ملي نخبگان- عضو هیأت علمی گروه مديريت صنعتي دانشگاه شهيد بهشتي

دکتر داوود طالبی

در مصاحبه ای که با دکتر طالبی داشته ایم خواهید خواند:

  • ضرورت تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
  • قابلیت اجرای الگو
  • عوامل موثر در تدوین و اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
  • تعامل با کشورهای غربی در راستای اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
  • بهره برداری از الگوی توسعه کشورهای مسلمان
  • چگونگی قابلیت اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در کشور
  • تلقی شما از الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت چیست؟
  • ضرورت تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

در خصوص ضرورت تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت شاید بتوان این طور گفت که همان طوری که هر انسانی در زندگی و مشی و منش فردی خودش نیازمند به یک برنامه کلی و به عبارت دیگر یک الگو برای حرکت است، طبیعتاً و به طریق اولی یک گروه، یک جمع و یک کشور نیز از این نیازمندی مستثنی نیست و اساساً نمیتوان بدون یک طرح کلی، یک الگو و یا یک مدل کلی حرکت کرد. به عبارت دیگر اگر بخواهیم الگو را به صورت عملیاتی بیان بکنیم همان "نقشه راه" می شود. مثلاً شما یک فرد کشاورز را نگاه کنید که بر اساس یک الگوی درست یا نادرست کار کشاورزی خود را انجام می‌دهد. یک صنعتگر هم به همین صورت. یک خانم خانه دار هم در بحث خانه داری خود و حتی در بحث تربیت فرزندان خودش که برای او مهم تر از خانه داری هم هست، دارای یک الگوست.
به نظر بنده الگویی که افراد برای خود در نظر می گیرند شامل دو بخش است: یک بخش، که تقریباً می توان گفت تغییر پذیریش بسیار کم و اندک است و محتوای آن الگو را تشکیل می دهد یعنی محتوا بخش است وبخش دیگر هم اقتضائات الگوست که البته نمی توانیم آنها را اساس و ستون الگو بدانیم و تنها اقتضائاتی ایجاد می کنند. به طور مثال شما فرض کنید یک اتاق خیلی بزرگ در اختیار دارید که نمی توانید بر روی ستون‌ها و دیوارهای اساسی آن تغییری انجام بدهید ولی بر روی پارتیشن ها و دیوارهای میانی می توانید تغییراتی را اعمال کنید، چرا که این ها در واقع اقتضائات هستند و شما بنا به اقتضائاتش می توانید این تغییرات را ایجاد کنید حتی شما قادرید جنس اقتضائات را تغییر بدهید و بگویید که مثلا این دیوار گچی باشد یا این دیوار بتونی باشد.
پس الگوی اسلامی ایرانی برای پیشرفت در واقع شامل دو بخش است یک بخش که در واقع مربوط به محتوا می‌شود و به عبارت دیگر بنیان، اساس و جهت را تعیین می‌کند و بخش دیگر که مربوط به جهت و محتوا نیست بلکه تابعی از آن است و از اساس الگو تبعیت می‌کند. شما در ریاضی یک یا چند متغیر پایه قرار می‌دهید وبعد بقیه را براساس آن متغیرهای پایه حرکت می‌دهید، اینها به عنوان متغیرهای پایه ای هستند. در واقع من فکر می کنم این موضوع بسیار بدیهی است که انسانها، گروهها، سازمانها و کشورها باید دارای الگو باشند و کسی در این زمینه نمی تواند ابهام یا شکی داشته باشد مگر کسانی که اعتقاد به تصادف دارند.

سوالی که مطرح می شود این است که چقدر این الگو قابلیت اجرا دارد و ما چقدر امکان مدیریت جامعه را آن هم در این سطح کلان داریم ؟

  • قابلیت اجرای الگو

بنده فکر می کنم که ما در تدوین الگو کار خیلی سختی نداریم. مانند چشم انداز بیست ساله بعد از یکسال یا دو سال تدوین می شود، یا مثل سیاست‌های کلی نظام اداری کشور که مشخص کردند و مقام معظم رهبری ابلاغ فرمودند، یا نقشه جامع علمی کشور. نمی خواهم بگویم این ها نقصی ندارند بلکه مقصود بنده این است که می توان چیز قابل قبولی تهیه کرد که رهبری کشور یا مسئولین ارشد نظام از آن رضایت داشته و عزم بر شروع آن و حرکت رو به جلو داشته باشند. مثلا در بحث استراتژی‌ها، تحقیقات نشان می دهند که 75% استراتژی‌ها در مرحله اجرا شکست می‌خورند و به عبارت دیگر می توانیم نتیجه بگیریم كه 25% آنها در مرحله تدوين شكست مي خورند، واقعا چرا؟ حالا بايد ريشه يابي نمود كه چرا اين 75% مواردى كه در مرحله اجراست به صورت سلسله مراتبي همين طور پایین می‌آید. بنده مطالعه وسیعی در این زمینه نداشته ام اما به صورت نظری باید عرض کنم که بخشی از این شکست مربوط به "ماهیت طراحی" است و بخش عمده اش مربوط به تدوین و طراحی آن‌هایی است که ما اصطلاحاً می گوییم این طراحی ناظر به واقع نبوده است یعنی واقعیت‌ها را در نظر نگرفته است.Dr-talebi 1البته توجه به واقعیت‌ها یک امر نسبی است و متأسفانه در امور مدیریتی کشور این امر تبدیل به یک امر مطلق شده است یعنی توجه به واقعیت به عنوان یک حالت وتو کننده شده است. اما بالاخره باید حد اعتدال را پیدا کنیم. من اعتقاد دارم که هم افراط در آمال و آرزوها یعنی همان ایده آلیست بودن محض صدمه می زند و هم تفریط در واقع نگری و ضایع کردن ایده آل‌ها و آرمان‌ها و برنامه هایی که تدوین مي‌كنيم.
به نظر بنده ما یک قدم باید به عقب برگردیم یعنی متوجه بحث آمادگی و بسترسازی و فراهم کردن محیط خودمان برای آن طرح‌ها و آن برنامه ها باشیم. البته اگر ما بتوانیم! این یکی از عیب‌هایی است که در کشور ما وجود دارد. از نظر مدیریتی به یک مسئله ای به عنوان مسئله الف یا اصلا توجه نمی شده است یا سال‌ها فراموش شده بوده است، ولی به محض اینکه متوجه می شوند دیگر فردا راه حل داده شده و پیگیری می‌گردد. این خیلی بد است، در نظام مدیریتی ما این یک عارضه نامطلوب است. مسائل فراموش می شود، فراموش می شود و بعد به هر دلیلی مثلاً تذكر و نگراني رهبری باشد، داد ملت باشد، یک دفعه متوجه آن امر می شوند و فردا هم یک فرمول یا آیین نامه و بخشنامه صادر می کنند. علت این هست که ما حوصله ، مطالعه و مداقه نداریم، البته رهبری بر بحث مطالعه و مداقه که در روایت هم آمده است بسیار دقت و توجه دارند که همچنین یکی از ابزارهای مهم مدیریت است. اما بعضاً کسانی ادعا دارند که صبر وحوصله هست، به نظر من این صبر و حوصله آن معنایی که در عوام هست نیست و معنای مطالعه دارد. الان یونسکو یک شعار جهانی دارد که می گوید "بدون تحقیق تصمیم نگیرید". این یک شعار جهانی است. البته در قرآن هم خداوند می‌فرمایند که موضع‌گیری نکنید در برابر آن چه را که نمی دانید. لذا اگر ما بیاییم صبر و حوصله کنیم و مسائل را به صورت جامع و در كنار هم مورد مطالعه قرار دهیم و از طرف دیگر بستر لازم را هم فراهم کنیم، ایده آل‌ها، طرح‌ها و برنامه های ما ناظر بر واقع می شوند. اما نه به طور مطلق، بلکه به طور نسبی، یعنی باید یک حالت بینا‌بین وجود داشته باشد. این هم به این صورت که 1-آن‌هایی که طراحی می کنند فقط در عالم محض و در ایده آل‌هایشان حرکت نکنند، مطالعه کنند و مطالعاتشان ناظر بر واقعیت‌ها هم باشد نه به صورت وتو کننده. 2- افرادی هم که در عالم واقع و اجرا هستند باید در این بحث تفریط نکنند.
در یک کلام می خواهم بگویم که مدیران ما باید تعهد لازم را به صورت دو طرفه داشته باشند. لذا مقام معظم رهبری فرموده اند که "فرهنگ عمومی کار" ضعیف است، لیس للانسان الا ما سعی و امسال هم که سال حمایت از کار و سرمایه ايراني را مطرح کردند. بر همین اساس است که باید مدیران ایده آلیست، بنشینند مطالعاتشان را از آن فضای به قول معروف مثل فضای افلاطونی محض بیرون بیاورند و مدیران اجرایی هم خود را از این اسارت واقع نجات بدهند. همچنین در تدوین این الگو اصلاً نباید عجله کنیم و حتما باید تجارب تلخ را بر روی کاغذ بیاوریم،
تجاربی که عدم موفقیت را برای ما ایجاد کرده است.
مقام معظم رهبری در اردیبهشت سال 88 که به کردستان سفر کردند بحثی داشتند و فرموده بودند، درست است که ما می گوییم الگوهای غربی فلان... اما یک سری مزیت‌ها دارند که یکی از این مزیت‌ها همان ریسک پذیری آن‌هاست. ایشان می‌گفتند که آنها عیوب زیادی دارند ولی اینگونه نباشد که ما چشمانمان را ببندیم. لذا از این الگوها خوب استفاده کنیم. البته ما خود دارای متون غنی اسلامی هستیم، مثلاً دوران حکومت حضرت علی(ع) خوب خیلی کوتاه بود، حدوداً 5 سال که در آن زمان هم تمام درگیر جنگ و مسائل جنگي بودند ولی با این حال منابع زیادی داریم و نیز در دوران حضرت امام(ره) که این هم تجربه یک حکومت اسلامی است و بحث جنگ ومسائل داخلی و... .
نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که در این موارد بحث محافظه کاری مطرح است. محافظه کاری در کشور ما بسیار آسیب می‌رساند. در بعد خیلی کوچکش به این ترتیب است که بعضا مدیرانی از حقوق ملت می‌گذرند. به این خاطر که جمع کوچکتری به قول معروف برایشان کف و سوت بزنند. بعضی از شجاعت های ظاهری، محافظه‌کاری محض است. مردم ممکن است فریب بخورند و بگویند عجب آدم شجاعی در صورتی که در ذات اين‌گونه شجاعت محافظه کاری است. و یا مثلا بعضاً کسانی هستند که با بذل وبخشش بیت المال برای خودشان محبوبیت کسب می کنند، به عنوان مثال من خیلی راحت می توانم علي الظاهر در مدیریت خود نمره 20 بگیرم اما از بیت المال بذل وبخشش کنم که برای من کف و سوت بزنند و بگویند به به عجب مدیری، عجب رئیسی، غافل از اینکه هم در این دنیا وهم در آن دنیا باید جواب بدهیم. اتفاقاً مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) در سخنراني 14 خرداد در مرقد حضرت امام (ره) توصيه و هشداري در همين زمينه (يعني دنبال كسب محبوبيت مسئولين نباشند) فرمودند.
مقام معظم رهبری هم تأکید دارند بر آن روحیه انقلابی جهادی که در زبان مدیریتی به آن روحیه "تحول" می-گویند. لذا باید در بحث مسئله تدوین الگوی اسلامی، ایرانی بحث محافظه‌کاری را جدی گرفت. یکی از آسیب-هایی که ممکن است در این مسیر وجود داشته باشد، گروه گرایی است. در تدوین الگو آقایان، جناح‌های سیاسی، آن‌هایی که به دنبال منافعی برای گروه خاصی هستند مواظب باشند مصالح کشوری و غایت و هدف تدوین الگو از منفعت شخصی ایشان و اینکه نام و اثري از آنها در تدوین الگو به میان آمده باشد بسیار مهم تر و بالاتر است. نکته مهم تر در بحث تدوین الگو این است که خیلی باید دقت شود که یک تفکر خاص حاکم نشود (به قول شهید مطهري خیلی از مصلحت‌های ما منفعت است و الکی اسم آن را مصلحت گذاشته ایم). در بسیاری از مواقع دیده شده که می گویند المصلح لیس بالکذاب یعنی مصلح ،دروغگو نیست. اگر بین دونفر مثلاً دو خواهر یا دو برادر دعوا شده و شما دروغ بگویید هیچ اشکالی ندارد. چرا؟چون صلح بین مومنین بسیار امر پسندیده ای است. اما اگر شما کوچکترین نفعی در این قضیه داشته باشید دیگر دروغ شما مصلحت آمیز نیست، دروغ شما به عنوان یک گناه ثبت شده است.

سوال دیگر در باب آسیب شناسی های قبل از تدوین الگو است و اینکه به نظر شما چه دستاویزهایی جهت تدوین و اجرای الگو وجود دارد؟

  • عوامل موثر در تدوین و اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

مقام معظم رهبری با حکمت خاصي نام اين الگو را الگوي اسلامی، ایرانی گفتند به دلیل اینکه کشور ما از یک پشتوانه تاریخی بسیار محکم وعمیقی برخوردار است و ما اسلام را به عنوان یک دین کامل می شناسیم و از سوی دیگر معیارهایی که ما داریم و مردم خوبی که داریم برای حرکت رو به جلو اینها امیدواری هایی را ایجاد می کنند. به نظر بنده رهبری حکیمانه، تاریخ ما، تجربه ما، دین ما، مردم ما، اینها همگی در راستای طراحی و تدوین و اجرای الگو بسیار یاری دهنده و تأثیرگذار می باشند.
مردم ما بسیار خوب هستند. بعضی اوقات اختلافاتی که بین سران قوه و مقامات اتفاق می افتد ما را هم رنجور می‌سازد و ناراحت هستیم اما مردم ما شرایط را درک می کنند، در صورتی که خوب آگاه اند و حواسشان هست، اما چشمانشان دوخته شده است به آستان ولایت، آنجا را نگاه می کنند وگرنه این نیست که مردم حواسشان نباشد، ولی به نظر بنده عواملی که به عنوان امیدواری هست ومی تواند ما را امیدوار کند بحث ولایت هست، بحث خط‌کشی‌هایی که وجود دارد، تجارب مثبتی که داریم. من فکر می کنم که این عوامل به عنوان امیدواری هست. حضرت آقا در هفته اول ماه رمضان بود یا یک هفته قبل آن در سال 1390، 12-13 نقطه مثبت کشور و 12-13 نقطه ضعف را مطرح می کنند: روحیه ایستادگی، ولایت، اسلام، تجربه ما، مردم خوب ما، روحیه شجاعت، استکبار ستیزی، اینکه باید دشمنان را خوب بشناسیم، اتحادی وجود داشته باشد که مردم به راحتی آن را حفظ کنند، این‌ها امیدواری است.

در باب تعامل ما با کشورهای غربی در راستای اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، چگونه می توان در این دهکده کوچک جهانی که همه چیز تحت تأثیر یکدیگر قرار دارد الگویی بومی داشت و پیشرفت کرد و با کشورهای دیگر هم تعاملی تأثیر گذار داشت؟

  • تعامل با کشورهای غربی در راستای اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

Dr-talebi3چندین سال است که حضرت آقا بحث تحول در علوم انسانی را مطرح می کنند ولی کاری جدی صورت نمی گیرد. یکی از عواملی که می تواند در تدوین این الگو مسأله ساز باشد این است که در زمینه تحول علوم انسانی کاری صورت نگرفته است. در بحث تدوین برای من این سؤال مطرح است که برنامه پیش رو در اين زمينه چیست؟
حوزه تا حد زيادی می تواند کمک کند. به نظر من پیشرفت آن هم خیلی خوب بوده است و توانسته خودش را متحول بکند. اما دانشگاه‌های ما، مراکز علمی ما هنوز نتوانسته اند آن بخش خلأ تحول در علوم انسانی را حل کنند. فعلاً دانشگاه‌ها دچار معضل جدی در بحث به عنوان نمونه بارز جامعه شناسی و روانشناسی هستند. خوب است که ما علوم انسانی را به حداقلی از قابلیت‌ها و مقبولیت‌ها برسانیم. لذا به نظر من این گره وجود دارد. البته من نمی‌دانم كه چه تدابیری اندیشیده شده است؟.
در حال حاضر بحث تحول در علوم انساني و بومی سازی علوم انسانی انجام نگرفته است و نمی دانم چگونه می-خواهند این الگو را كه يك ستون آن علوم انساني هست تدوین کنند؟ به نظر بنده بیایند و به این قضیه به صورت جزیره ای نگاه کنند و بگویند فعلاً در کل کشور تحول در علوم انسانی بر زمین مانده است و این علوم انسانی را به حداقلی از قابلیت‌ها و مقبولیت‌ها برسانند، این یک راه میان بر است که عده ای به صورت جزیره ای جمع بشوند و بگویند: شما فعلاً در اين فضاي مجازي كه ما ايجاد كرديم کار بکنید. من فکر می‌کنم که اینکار را باید بکنیم وگرنه به مشکل بر می خوریم.
شهید مطهری در یکی از کتاب‌هایشان به یک نکته خیلی جالب اشاره کرده اند. ایشان نقاط مثبت و منفی ایرانیان را بیان می کنند و در این میان یکی از عیب‌های ما ایرانیان را این می‌دانند که بسیار شیفته خارجی‌ها می‌شویم و بلافاصله تا یک دانشمند خارجی صحبتی می‌کند شیفته اش می شویم. این مسأله ممکن است همان بحث تداخل و تضارب و یا مثلاً تضادی باشد که مقام معظم رهبری هم به آن اشاره داشتند که به نظر من ما خیلی هم به صورت افراطي و بدون برنامه نبايد با تابلوی دین جلو برویم. بسیاری از مباحث و موضوعاتی که در کتاب‌های خارجی مطرح شده به طور کامل و غنی در منابع دینی ما هم وجود دارد. این به این معنا است که ما در طرح مسائل اساسی باید خوبی‌های تجارب غرب را بفهمیم و به کار بندیم و از طرف دیگر از منابع غنی دینی خود نیز بهره بگیریم. این دو در کنار یکدیگر می‌توانند یک الگوی بومی برای کشور خودمان و در عین حال الگویی قابل تعمیم برای دیگر کشورها ایجاد کنند.
ما خدمت آیت الله جوادی آملی بودیم در یک ملاقات خصوصی، ایشان به همین موضوع اشاره می‌کردند و می-گفتند که سعی کنید به گونه‌ای وارد نشوید که حرف هایتان مورد پذیرش واقع نشود بلکه همان مطالب علمی را بیان کنید البته با چاشنی احادیث و روایات، همین کار کفایت می‌کند.

در مورد الگوهایی که برخی از کشورهای مسلمان مانند مالزی، لبنان و ترکیه طراحی و اجرا کرده اند، به نظر شما ما تا چه اندازه می توانیم از تجارب اینگونه کشورها بهره مند شویم؟

  • بهره برداری از الگوی توسعه کشورهای مسلمان

بدیهی است که باید خالصی‌ها و ناخالصی‌های طرح‌ها و نحوه اجرای آن بررسی شود و نکات مثبت آن مورد استفاده قرار گیرد و از نکات منفی هم عبرت گرفته شود. البته محیط‌های پیرامونی، عوامل فرهنگی و اجتماعی آن‌ها را هم باید در نظر بگیریم.

به نظر شما با توجه به وضعیت کشورمان چگونه می توانیم الگو را قابل اجرا کنیم و آن را به سراسر نقاط کشور تعمیم دهیم؟

  • چگونگی قابلیت اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در کشور

دکتر داوود طالبیالگوی مردم در کشور ما اینگونه است، مردم یا با عقل به میدان می آیند یا با احساس و یا با عقل و احساس. در همان بحث 9دی آن موقع مردم با اینکه خیلی هم احساس خطر می کردند، می خواستند بیایند راهپیمایی. حركت مردم در 9دی در شهرها كار خيلي خاص و مهمي نبود ولی در تهران خیلی شرایط ويژه و حساس بود. این وضعیت یک دم مسیحایی می خواهد. زمانی که امام یا مقام معظم رهبری مردم را به میدان می کشانند، بدون اغراق، واقعا احساس و عقل هر دو بوده است. من تصورم این است که این کار، کار سختی است که فقط از عهده رهبری بر می آید.
فتنه را چه کسی توانست کنترل کند؟ مديريت کند؟ هدایت بکند؟ حل بکند؟ چه کسی؟ رهبری بود. به نظر شما واقعا و بدون تعارف کس دیگری می توانست؟
اما بسیاری از افراد التزام عملیشان به حرف‌های رهبری کم است یعنی اینکه ما می گوییم این سال، سال حمایت از کار وسرمایه ایرانی است ولی تا چه اندازه در آخرآن سال از اینکه این اتفاق افتاده است برآیند مثبتی داریم؟
درست است که رهبری می توانند این نقش مهم را بر عهده داشته باشند و داشته اند اما نقش ما هم بسیار تأثیرگذار است. بنده به لحاظ همین تجربه مدیریتی وبدون مطالعه و تحقیق می توانم بگویم که یک سوم منابع کشور دارد به خاطر مسائل اسراف و عادت دارد به هدر می رود. یادتان باشد کشور ما برای پیشرفت هیچ مشکل پولی ندارد. بنده خود در این مسائل اداری و مالی مسئول هستم، ما چیزی به عنوان مشکل پول یا منابع در کشورمان نداریم. مشکل ما مشکل مدیریتی است که خودش هم ریشه دارد و این هم باز معلول است و فکر نکنید مشکل مدیریت یک علت است بلکه آن باز هم معلول است لذا از ضروریات این تدوین و یا الزامات واقداماتی که باید بشود این است که نظام "اداری ومدیریتی" کشور باید تغییر پیدا بکند. چون ساختار نظام مدیریتی ما با مشکلات عدیده ای رو به رو است و بعضاً خود مشكل زاست.
مسأله دیگر این است که کشور ما با خلأ دیگری هم رو به رو است. ما شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی آموزش پرورش، شورای عالی مسکن، شورای اقتصاد، شورای عالی امنیت را داریم. به نظر شما چه شورایی در کشور نداریم؟ ما "شورای عالی برنامه ریزی" نداریم تا بتوانیم به برنامه ریزی کلان کشور کمک کنیم. در حال حاضر ما یک معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردي ریاست جمهوری داریم که بسیاری از اوقات درگیر کارهای اجرایی هستند. در کشور "شورای عالی برنامه ریزی" كه يك نهادي كه داراي ذهن خلاق و برنامه ريزي و جامع نگر باشد وجود ندارد.
در هیئت وزیران یک وزیر دائم به دنبال کار اجرائی است و فرصت تفکر و ایده پردازی، آن چنانی که باید ندارد. البته من راه حل هم دارم، برای شورای عالی برنامه ریزی دبیری مورد نیاز است که معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی این سمت را باید بر عهده بگیرد. دبیرخانه این شورای عالی نیز در معاونت برنامه ریزی قرار خواهد گرفت. به نظر من شورای عالی برنامه ریزی به عنوان مغز کشور محسوب می شود. ما در حوزه فرهنگ، شورای عالی انقلاب فرهنگی را داریم و مشکلی نداریم. منتها شورای عالی فرهنگی یک جزیره است. چرا کار آن پیش نمی رود؟ چون یک جزیره است، چون شوراهای دیگر هم باید در کنار یکدیگر جمع شوند. باید همه این شوراها زیرمجموعه‌ی یک شورای کلانی به نام شورای عالی برنامه ریزی كشور قرار گیرند و برای کشور برنامه ریزی بکنند. ما این خلأ را داریم، یعنی به غیر از بحث ساختاری بحث شورای عالی برنامه ریزی در کشور مطرح است.
در نهایت از شما خواهشمندیم مطالب و مباحث تکمیلی خودتان را در زمینه طراحی و اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بیان بفرمایید.
نکته مهم در مورد مطالعات آینده پژوهی و جایگاه آن در امور مدیریتی کشور است. به نظر می رسد که اگر مطالعات آینده پژوهی شکل بگیرد بسیاری از معضلات مدیریتی کشور اگر حل نشود حداقل قابل كنترل خواهد شد.
آن وقت این شورای عالی برنامه ریزی باید کمیته ای آینده پژوه داشته باشد. شما می دانید که الان در خارج از کشور بحثی مطرح است به نام پیش بینی فناوري، آنها تکنولوژی را پیش بینی می کنند و می گویند دنیا دیگر آن نیست که ما اینجا نشسته ایم و از رو به روی ما عبور می کند، بلکه در حال ساختن دنیا هستیم، و در حال پیش بینی تکنولوژی. ما در کشور می توانیم فناوري‌هایی را ایجاد کنیم که خارجی‌ها دوست نداشته باشند. مثلاً تکنولوژی‌هایی که در جهت رفاه بشریت و معنویت آن‌ها ما می توانیم ایجاد کنیم. و در نهایت باز می‌گویم مشکل مملکت ما مشكل مدیریت است که البته نمی توانیم بگوییم علت است، بلکه علت‌های آن را باید بررسی کنیم که می تواند بحث تنبلی، صداقت، محافظه‌کاری‌ها، منفعت طلبی هایی که اسمش را مصلحت اندیشی می گذارند ولی در حقیقت همان منفعت است باشد.
نکته دیگر راجع به تئوری‌های علوم انسانی است که باید متوجه این امر باشیم، میگویند عاقبت افراط سقوط در چاه تفریط است شما چه در جهت افراط وچه در جهت تفریط اگر افراط بکنید در آن چاه ديگر سقوط می کنید.

 

 

مصاحبه های ویژه

مصاحبه با دکتر سيد احسان خاندوزي

مصاحبه با دکتر سيد احسان خاندوزي
دکترای اقتصاد، مدرس دانشگاه و معاون دفتر اقتصادی مرکز پژوهش های مجلس *تلقی شما در وضعیت ایده آل با توجه به مطالعاتی...

مصاحبه با دکتر داود طالبي

مصاحبه با دکتر داود طالبي
مصاحبه با دکتر داود طالبي
معاونت توسعه مديريت ومنابع بنياد ملي نخبگان- عضو هیأت علمی گروه مديريت صنعتي دانشگاه...

مصاحبه با استاد مفتح

مصاحبه با استاد مفتح
بسمه تعالی مصاحبه با دکتر محمد هادی مفتح عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم الگو: مسیر هست ها...