چهارشنبه, مرداد 04, 1396

بررسی چگونگی افزایش ظرفیت زبان فارسی برای تبدیل شدن به زبان علمی جهانی

دکتر امیرعلی سیف الدیندکتر امیر علی سیف الدین
استادیار دانشگاه تهران
CLOAKING


امیر حسین رهبرامیر حسین رهبر
دانشجوی دکتری آینده‌‌پژوهی دانشگاه تهران
CLOAKING



alireza-nasrعلیرضا نصراصفهانی
دانشجوی دکتری آینده پژوهی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
CLOAKING



safarzadehمحمدمیثم صفر زاده
دانشجوی دکتری زبان انگلیسی دانشگاه علامه طباطبایی

  CLOAKING

 

 


 

با توجه به روند تعاملات عصر حاضر مبنی بر شکل‌گیری دهکده‌ای جهانی، ملتی که با ابزار زبان و فرهنگ بومی، تعریفی از خود را در این جهان ارائه ندهد، محکوم به از کف نهادن عناصر هویت‌ساز خویش و رنگ باختن در سیطره‌ی غالب فرهنگ‌ها و تمدن‌های بیگانه و ناآشنا است. در همین راستا رهبر معظم انقلاب چشم‌اندازی مبنی بر تبدیل زبان فارسی به زبان علمی جهان در پنجاه سال آینده، در سال ۱۳۸۵ ارائه نمودند ۱ و این موضوع در اسناد بالادستی برنامه‌ریزی کشور نیز وارد شده‌است. نوشتار پیش‌رو درصدد است تا با در نظر گرفتن زبان به مثابه‌ی یک فناوری نرم، الزامات تحقق این چشم‌انداز را بررسی نماید.
علم و فناوری هردو برساخته اجتماعی و محصول ذهن و اندیشه و تعامل آدمیان با محیط هستند. اما علی‌رغم ارتباط تنگاتنگی که با هم دارند، هستارهایی متفاوت به شمار می‌آیند. در مقابلِ علم که به نیازهای معرفتی پاسخ می‌گوید، هر بر‌ساخته‌ایی که به نیازهای غیر معرفتی انسان پاسخ ‌گوید، فناوری است. همچنین فناوری‌ها می‌توانند در مقام ابزارها و وسایل در خدمت رفع نیاز معرفتی آدمی نیز قرار ‌گیرد. خانه، بانک، بنگاههای خیریه و در عین‌حال کتاب، تلسکوپ و قلم همگی فناوری هستند. از آنجا که زبان نیز وسیله‌ای برای رفع نیازهای غیرمعرفتی و یا وسیله‌ای برای کمک به رفع نیازهای معرفتی است (و خود از سنخ معرفت نیست) یک فناوری محسوب می‌گردد، یک فناوری نرم! پس رقابت دو زبان با یکدیگر را می‌توان از سنخ رقابت دو فناوری با یکدیگر در جهت کسب اقبال بیشتر دانست. به هر حال زبان به صورت عمومی و زبان علمی به صورت خاص هر دو مصداق فناوری نرم هستند ۲ و رواج استفاده‌ی از آن‌ها و اوج و فرود سخنگویان به زبانی خاص، در این سطح از انتزاع، تا حدی شبیه به رواج سایر فناوری‌ها در بین کاربرانشان است.
امروزه برای بررسی گذارهای فناورانه عمدتاً از منطق تکاملی بهره می‌برند. این منطق ملهم از تحقیقات داروین در زیست‌شناسی و متعاقب آن هِگل در فلسفه است و از پنجره‌ی تولید تنوع و سپس انتخاب به رقابت پدیدارها با هم در جهت رواج اجتماعی می‌پردازد. در همین راستا فردی به نام گیلز تلاش نمود تا بر مبنای روش‌شناسی چند سطحی و با بهره‌گیری از سایر تلاش‌های صورت گرفته در مکتب تکاملی درک کاملتری از گذار در یک سیستم اقتصادی-اجتماعی به دست‌ آورد. چارچوب چندسطحی تبیینيِ وی از گذارهای فناورانه به وسیلة تعامل‌هايِ سه سطحِ پیشران‌های محیطی (دورنما)، رژیم و آشیانه (نیچ)، ارائه می‌شود. حال اگر بخواهید وضعیت زبان فارسیِ علمی را در چارچوب مُدلِ گیلز، مُدلسازی کنید باید ایده‌ی زبان فارسی به عنوان زبان گفت‌گوی علمی را به عنوان یک ایده‌ی نوآورانه در نظر بگیرید که هم‌اکنون در "نیچ" قرار دارد و تحت حمایت‌های دولتی، (حداکثر) درون مرزهای کشورهای فارسی زبان می‌زیَد لیکن مطابق چشم‌انداز ترسیم شده باید ظرف پنجاه سال خود را در سطح رژیم جهانی نهادینه کند و تا حدی در سطح چشم‌انداز اجتماعی‌فنی خود را تثبیت کرده باشد و این در حالیست که در زمان حاضر زبان انگلیسی کاملاً در دو سطح مذکور جا افتاده است و تمامی زیر سیستم‌های فرهنگی، تجاری، فنی، علمی به نوعی خود را با آن هماهنگ ساخته‌اند و به اصطلاح بر روی زبان انگلیسی به عنوان زبان جهانی قفل شده‌اند . ۳
به هر حال بررسی مستوفای این مطلب در حوصله‌ی این وجیزه نیست و قبلا توسط همین نگارندگان در نشریه‌ی علمی‌پژوهشی مجلس شورای اسلامی به چاپ رسیده‌است (دریافت از اینجا) ولی ارتکازاً برخی از دستاوردهای مهم آن تحقیق در نوشتار کنونی مورد اشاره قرار می‌گیرد.
• با عنایت به مدل پیش‌گفته، که در متن مقاله‌ی اصلی به دقت تشریح شده، و نیز مرور تجربه‌ ایالات متحده‌ی امریكا و كشورهای حوزه‌ی اسلامی-عربی می‌توان مشاهده کرد که گسترش زبان فارسی در آتیه تا حد زیادی وابسته به جایگاه كشورمان، از نظر علمی، اقتصادی، سیاسی و ....، در جهانِ آینده خواهد داشت. زبان فارسی تنها زمانی تبدیل به یکی از زبان‌های علمی می‌شود که فارسی‌زبانان تولید کننده علم و نه مصرف‌کننده یا صرفاً تحصیل‌کننده علم تولیدی دیگران باشند و زبانی که صحبت‌کنندگان آن تولید کننده علم باشند به طور طبیعی به گونه‌ی علمی زبان مجهز خواهند شد بی‌آنکه نیازمند دستور یا تجویزی باشد.
• با توجه به سیر پیشرفت هوش‌مصنوعی، فناوری ‌شناختی و مترجم‌های دیجیتال ممكن است در جهان آینده دسترسی به محتویات علمی لزوماً نیاز به تسلط بر یك زبان خارجی نداشته باشد. نمی‌توان انتظار داشت زبان فارسی (یا هر زبان دیگر) در آینده بتواند موقعیت بلامنازع زبان انگلیسی در حال حاضر را داشته باشد. اما این بدان معنا نیست که زبان فارسی نمی‌تواند در پنجاه سال آینده به عنوان یکی از زبان‌های علمی مطرح شود؛ به عبارت دیگر ممكن است كشور ما به دلیل سیاستهای مشوق تولید علم به جایگاهی برسد كه سهم درخوری از تولید علم به ایرانیان اختصاص داشته باشد و تولیدات علمی به زبان فارسی حجم قابل توجهی یابد (كه در این تحقیق شواهدی مبنی بر دست‌یافتنی بودن این آرزو ارائه گردیده‌است) ولی شاید چندان لازم نباشد دانشمندان عالم برای دستیابی به علوم توسعه یافته توسط ایرانیان به فراگیری زبان فارسی بپردازند. به هر حال به نظر می‌رسد که حفظ قاموس فارسی و گسترش آن بدون توجه به الزامات دیجیتال (اعم از سازگاركردن این زبان با محیط‌های رایانه‌ای و پرداختن به مترجم‌های توانمند كامپیوتری) ناممكن است. ۴ لذا پیشنهاد می‌شود ابتدا مبحث مترجم‌های دیجیتال آینده‌نگاری شود، سپس در صورت مستعد بودنش؛ برنامه‌ای ملی (با حمایت و نظارت مستقیم دولت) جهت ایجاد و توسعه‌ی مترجم‌های دیجیتال آغاز شود که نیاز به تشکیل تیم‌های بین‌رشته‌ای (زبان‌شناسان، مترجمان، متخصصان علوم شناختی، متخصصان هوش مصنوعی و متخصصان نرم افزار) دارد. شاید الگوی رویان در توسعه‌ی زیست‌فناوری بتواند برای این پروژه قابل تقلید باشد لیکن باید متذکر بود که این مهم هم‌اکنون وجهه‌ی همت پژوهشگران فراوانی در سراسر جهان است و چه بهتر است که در چارچوب پارادیم نوآوری باز پیگیری گردد.
• و نهایتاً در شکل زیر تلاش شده برآیندی از همه‌ی دستاوردهایِ تحقیق در یک نمودار فازی شناختی منعکس و خلاصه شود که با اندکی تأمل و با رجوع به راهنمایی که در گوشه‌ی جنوب شرقی نقشه آمده، قابل فهم است.

diagram


 

۱- بررسی نظام نیافته‌ی بیانات رهبر معظم انقلاب نشان می‌دهد كه به زعم ایشان، حفظ كیان كشور در بلند مدت صرفاً از راه پیشرفت در علوم و فناوری‌ها امكانپذیر است و لذا این مهم یك هوس نیست بلكه یك ضرورت است. از طرف دیگر اگر ما در پنجاه سال آینده در سطح عالَم، حرف اول علمى را بزنیم و مرزهاى علم را تعیین كنیم به تبع آن كار به جایى می‌رسد كه زبان ما - كه زبان فارسى است - در دنیا زبان علم بشود. (و لذا از این دریچه تبدیل زبان فارسی به زبان علم یك امر تَبَعی است) از نظر ایشان با نیم‌نگاهی به تاریخ ایالات متحده‌ی امریكا می‌توان دریافت كه واقعاً انجام چنین تحولی در این بازه‌ی زمانی امكانپذیر است زیرا این كشور صد سال پیش یك كشور نسبتاً ضعیف و نیازمند بود ولی هم‌اكنون ابرقدرت است و توانسته زبان خود را به عنوان زبان علم تثبیت نماید. اما از منظری دیگر مرور بیانات ایشان نشان می‌دهد که دل‌بستگی عمیقی به زبان فارسی دارند و ترویج آن را لازمه‌ی نیل به طرح بلند مدتشان در جهت تمدن‌سازی بزرگ اسلامی می‌دانند چرا که ممکن است بدون پافشاری بر اصالتهای فرهنگی و زبانی و از طریق مستحیل شدن در جامعه‌ی جهانی به مظاهر مادّی توسعه دست یازید ولی از این رهگذر هرگز نمی‌توان به یک ابر قدرت تبدیل شد..
۲- که اولی اعمِّ از دومی است البته ما در این نوشتار صرفاً متمرکز بر دومی هستیم. البته لازم به تذکار است که در درون یک زبان همواره گونه‌های زبانی متنوعی وجود دارند که کاربردها و دامنه‌ی به کارگیری متفاوتی دارند، به این گونه‌های زبانی موجود در یک زبان در اصطلاح زبان‌شناسی گونه های کاربردی گفته می‌شود. از جمله‌ی این گونه‌های کاربردی زبان علم است. در قیاس با زبان روزمره که زبانی متکی به موقعیت است. زبان‌علم نمی‌تواند تا این حد متکی به موقعیت باشد چرا که از جمله مقتضیات زبان علم آن است که اطلاعات را به طور دقیق و کامل منتقل کند. برخلاف زبان ادبیات در زبان‌علم هر معنا از طریق زبان به مصداقی خاص در عالم خارج وصل شده و در نتیجه در آن ابهام وجود ندارد و زبانی سر راست است.
۳- . در مواجهه با موج فراگیر شدنِ زبانِ انگلیسی، کشورهای مهمِ غیرِ انگلیسی زبان، به دو دسته تقسیم‌می‌شوند برخی مانند ژاپن، آلمان و چین خیلی زود شروع به ترجمة اصطلاحات علمی (حتی الکترون و پروتون) به زبان خود کردند و زبان بومی خود را زبان علم نمودند. بیش از ۳۰ درصد نشریات علمی صرفاً ژاپنی و حدود ۳۰ درصد مشترکاً به زبان ژاپنی و انگلیسی منتشر می شود. (به نقل از دکتر رضا منصوری) برخی دیگر از کشورها در انتخاب بین ترجمه (ترجمه متون از انگلیسی به زبان بومی) و یادگیری (یادگیری زبان انگلیسی توسط مردم و به خصوص دانشگاهیان)، یادگیری را انتخاب نموده و زبان رسمی کشور خود را (مثل هند) و یا حداقل زبان آموزشی مدارس و دانشگاه‌های خود را (مثل پاکستان، هنگ کنگ و...) به زبان انگلیسی تغییر داده و پیشرفت علمی و حضور در دنیای علم را به مقابله فرهنگی با غرب ترجیح داده‌اند. البته این موضوع صرفاً بار فرهنگی ندارد و نتایج برخی بررسی‌ها نشان می‌دهد که در هندوستان علیرغم پیشرفتهای علمی، زبان انگلیسی موجب دشواری انتقال مفاهیم و برقراری ارتباط با جامعة کارگری گردیده‌است. این موضوع اولاً رشد فناورانه (و نه رشد آکادمیک و علمی) را کُند می‌کند زیرا برای رشد فناورانه و صنعتی نیاز داریم تا سطوحی از فناوری توسط کارگران و تکنسین‌های دون‌پایه فهم شود و در ثانی ترویج اجتماعیِ علم ورشد اجتماعی برآمده از آن را محدود می‌نماید.
۴- اصولاً در اقتصاد تکاملی و نهادگرا، از بَختی که ظهور فناوری‌های جدید به کشورهای دیرتر آغازیده هدیه می‌کند، به عنوان روزنه‌های فرصت (پنجره‌ی فرصت) یاد می‌شود. چرا که ظهور یک فناوری جدید و فراگیر به مثابه‌ی آن است که مسابقه‌ی جدیدی در میدانِ جدیدی آغاز شود که تقریباً همه‌ی کشورها در خط آغاز آن قرار دارند و پیشرفت‌های سابق فناورانه‌ی کشورهای جهان اول، تأثیر محدودی بر نتیجه‌ی رقابت در این میدان جدید دارد. انگاره‌ی زبان فارسی به عنوان زبان علم نیز در صورت وجودِ اهتمام کافی، کم‌و بیش می‌تواند مشمول این بخت گردد و سوار بر امواجِ فناوری‌های نوظهور (مانند فناوری‌های شناختی و ترجمه ماشینی) عالم‌گیر شود یا لااقل از مهجوریت کنونی به‌درآید.