چهارشنبه, مرداد 04, 1396

دکتر امیرعلي سيف‌‌الدين

بررسی تسهیل‌‌گری اسلام در جهت تحقق اقتصاد دانش‌‌بنیان
نگرشی جدید به بخشی از بستر نهادی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

seifoddinامیرعلي سيف‌‌الدين
استاديار دانشگاه تهران
CLOAKING

 

 


seifoddinامیرحسین رهبر
دانشجوی دکتری آینده‌‌پژوهی دانشگاه تهران
CLOAKING

 

 




برساخته‌‌ای به نام اقتصاد دانش‌‌بنیان در دهه‌‌های اخیر در بین دولتمردان، کنشگران اقتصادی و دانشگاهیانِ علاقمند به مباحث توسعه اقبال فراوانی را به خود معطوف کرده‌‌است و صرف‌‌نظر از برخی چالش‌‌های نظری، ریشه در درکی عمیق از اهمیت دانش در خلق ارزش اقتصادی دارد.
این مقاله بر آن است تا با نگاهی نهادگرایانه به اقتصاد، به کندوکاو ظرفیت‌‌های دین مبین اسلام در جهت کارکردهای اساسیِ اقتصاد دانش‌‌بنیان (به خصوص در عرصه‌‌ی نهادهای غیر رسمی و فرهنگی) بپردازد. بدین منظور ابتدا یک تعریفِ منقح عملیاتی برای اقتصاد دانش بنیان برگزیده شد که در آن به صراحت به کارکردهای اقتصاد دانش بنیان اشاره شده باشد؛ چهار کارکردِ اصلیِ یک اقتصاد دانش‌‌بنیان عبارتند از: تولید دانش، جذب (کسب) دانش، انتشار دانش و به‌‌کارگیری دانش
1. تولید دانش: بخش نخست یک اقتصادِ دانش‌‌پایه، قسمت تولید دانش و فرآیندهای آن است. در این مرحله مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‌‌ها و....، دانش را تولید می‌‌کنند. محصول این قسمت اغلب در چارچوب مقالات علمی، امتیازهای ناشی از ثبت اختراعات و امثال ذلک می‌‌با‌‌شد.
2. کسب دانش: در قسمت دوم دانش توسط منابع داخلی مانند سازمان‌‌ها، بنگاههای اقتصادی و همچنین دفاتر خدمات فناوری (مانند دفاتر حقوقی فعال در زمینه‌‌ی انتقال دانش و فناوری یا دفاتر خدمات مهندسی) عمدتاً از منابعِ خارج از کشور کسب می‌‌شود.
3. انتشار دانش: انتشار دانش، قسمت سومِ یک اقتصادِ دانش‌‌پایه را تشکیل می‌‌دهد. که عمدتاً به مدد فناوری اطلاعات و ارتباطات صورت می‌‌گیرد.
4. به‌‌کارگیری دانش: بخش چهارم یک اقتصاد دانش‌‌پایه، فرآیندهای به‌‌کارگیری دانش است. گسترش آموزش و تحقيقات علمي محض، به تنهايي براي ارتقاي سطح توسعه يافتگي كافي نبوده و پيشرفت علمي واقتصادي، مستلزم كاربردي شدن دانش پيشرفته در متن زندگي اقتصادي، بويژه در فرايند جهاني‌‌شدن، توليد و تجارت است. (ناظمان و اسلامی‌‌فر، الف1389، ص186)
در این مقاله هر یک از چهار کارکردِ فوق با استفاده از نصوص اسلامی مورد مداقه قرار گرفتند.
بدیهی است که چهار کارکرد فوق باید توسط انسان‌‌ها به انجام برسد یا مدیریت شود. و انسان‌‌ها برای انجامِ شایسته‌‌ی این وظایف به یک بستر نهادیِ1 برانگیزاننده نیاز دارند.
در حال حاضر بانك جهاني پروژه‌‌ي گسترده‌‌اي را به نام دانش براي توسعه تعريف كرده‌‌است كه هدف آن به كار بردن و استفاده از دانش براي كمك به توسعه‌‌ي كشورهاي مختلف است. این سازمان بین‌‌المللی نيز دوره‌‌ي جديد را اقتصاد مبتني بر دانش ناميده است و در آن سيستم نهادي و اقتصاديِ مشوّقِ استفاده از دانش و كارآفريني، یکی از محورهای چهارگانه‌‌ی مورد تأکید است. (سوزنچی‌‌کاشانی،1390، ص20)
به عبارت دیگر از بین انبوهِ تأثیراتی که دین می‌‌تواند بر اقتصاد داشته باشد ما صرفاً بر نهادهای‌‌غیررسمی2 به عنوانِ برانگیزاننده‌‌‌‌ی عاملِ انسانی و همچنین نظام بخشِ برخی روابط غیررسمی3 در جهت تحققِ اقتصاد دانش‌‌بنیان متمرکز می‌‌شویم. بدون شک در کشوری که حدود نودوپنج‌‌درصد مردم دین مشترکی دارند و قسمت قابل توجهی از این گروه به اعتقاداتشان پایبندند، استفاده از ظرفیت دین به منظور تشویقِ دانشگران در چهار کارکرد فوق بسیار مفید است. شهید مطهری در این باب بیانِ زیبایی دارند: پيغمبران برای دو كار آمدند؛ اولاً اینکه بشر را به مصالح اجتماعی رهنمايی می‏كنند و در ثانی (كه اين‏ دومی شايد مهمتر است) او را موظف می‏كنند و يك قدرتی بر وجودش مسلط می‏كنند به نام " ايمان " كه به حكم اين قدرت، آن مصالح اجتماعی را که به حكم وحی‏ يا به حكم عقل و علم، تشخیص داده اجرا کند. (مطهری، 1375) پيشرفت علمي، نیز همچون سایر مهمات بشری، احتياج به نوعي ايمان دارد چون كار علمي علاوه بر شيريني دشواري هم دارد و فداكاري مي خواهد و اين فداكاري به پشتوانه‌‌ي ايمان است (دیدگاههای رهبر انقلاب پیرامون علم و فناوری، 1389)
بارها گفته‌‌شده‌‌است اغلب فرهنگ سازمانی مسئول نقائص در تسهیم و انتقال دانش در سازمان‌‌ها (به مثابه‌‌ی واحدهای خُردی که در نهایت به اقتصادِ کلانِ دانش‌‌بنیان شکل می‌‌دهند) است لذا مدیریت دانش باید وظایف خطیری برای تغییرِ فرهنگ سازمانی انجام دهد (فایرستون، ال‌‌روی، 1387، صص20-21) و صاحبان این سطور معتقدند در جامعه‌‌ی ما، ارشادات مذهبی و کلام معصومین علیهم‌‌السلام می‌‌تواند تسهیل‌‌گرِ این تغییر مهم باشد. به بیان ساده‌‌تر و به عنوان تمثیل؛ دین می‌‌تواند انگیزه‌‌ی لازم را برای به اشتراک‌‌گذاری دانش بین افراد یک کارخانه فراهم کند. به این ترتیب دانشگران با خداوند متعال معامله می‌‌نماید و مطمئن هستند که نه تنها دانشش نقصان نمی‌‌یابد بلکه خداوند دانش‌‌شان را مضاعف خواهد نمود. (روم:39)4 و روزی‌‌شان را تکفل نموده در صورتیکه در غیاب دین همان افراد ممکن است از دانش و تجربه‌‌ی‌‌شان به عنوان اهرمی برای چانه‌‌زنی به منظور نیل به قدرت بیشتر استفاده کنند. (زارعی متین، 1388، صص341-366) البته از این دست مطالب فراوان است که علاقمندان می‌‌‌‌توانند به متن اصلی مقاله که لینک آن ذیلاً آمده‌‌است رجوع نمایند
در نهایت روشن گردید که اقتصاد اسلامی یک اقتصاد دوستدارِ دانش می‌‌باشد و در این راستا تشویق‌‌ها و تجویزهای فراوانی دارد و به خصوص گریزگاه‌‌های زیبایی از تنگناهایِ فرهنگی که مدیریت دانش و اقتصاد دانش‌‌بنیان با آن روبه‌‌روست ارائه می‌‌نماید. خوشبختانه با اتکا به اسلام عزیز می‌‌توان یک گام به پیش برداشت و ادعا کرد که بسط روحیه‌‌ی پرسشگری، تفکر و نقّادی توسط اسلام می‌‌تواند در حرکت از جامعه‌‌ی اطلاعات بنیاد به جامعه‌‌ی دانش‌‌بنیاد (در معنای دقیقِ کلمه) که می‌‌توان آن را حکمت‌‌بنیان نیز نامید مفید است.
اصولاً برخی از فلاسفه‌‌ی علم معتقدند توسعه دانش بنیان از مفاهیمی است که در جوامع غربی و جامعه‌‌ای مثل ما به درستی شناخته نشده است. میان داده5، اطلاعات6 و دانش7 یا معرفت تفاوت‌‌های زیادی وجود دارد. آنچه که تحت عنوان جامعه دانش‌‌بنیان یا دانش محور در کشورهای غربی رواج یافته‌‌است عمدتاً ناظر به بسط فعالیتهای مربوط به پردازش اطلاعات است. در واقع آنچه در ادبیات غربی دانش‌‌بنیان نامیده می‌‌شود در حقیقت اطلاعات بنیان یا داده بنیان می‌‌باشد و مقصود آن است که ظرفیتهای جوامع غربی برای پردازش داده‌‌ها و اطلاعات به برکت بانک‌‌های اطلاعاتی بسیار پرحجم و سیستم‌‌های محاسباتی با قابلیت‌‌های گسترده، افزایش بسیار زیادی پیدا کرده‌‌است. (پایا، ب1389، ص17) صاحبان این سطور را عقیده بر آن است که بسط روحیه‌‌ی پرسشگری، تفکر و نقّادی که مورد عنایت اسلام نیز هست می‌‌تواند در حرکت از جامعه‌‌ی اطلاعات بنیاد به جامعه‌‌ی دانش‌‌بنیاد (در معنای دقیقِ کلمه) مفید باشد و شاید بی‌‌جهت نباشد که چنین جامعه‌‌ای را حکمت بنیاد بنامیم. مرور قسمتهایی از کتاب تعلیم و تربیت شهید مطهری در این جایگاه شایسته‌‌است؛ قبل از هر چیز باید بین دو مسأله تفكیك كرد: یكى مسأله علم و تعلیم است و دوم مسأله پرورش عقل. مسأله علم همان آموزش دادن است. و متعلِّم فقط فراگیرنده است، اما در تعلیم و پرورش صحیح، كافى نیست كه معلّم برخى معلومات را در مغز متعلِّم بریزد، بلكه هدف بالاتر معلّم باید پرورش عقل وى باشد؛ یعنى نیروى فكر وى را پرورش و استقلال دهد و قوه ابتكار را در او زنده كند. این تفكیك را امیرالمؤمنین (ع) نیز انجام داده‏اند و در نهج البلاغه مى‏فرمایند: علم دو قسم است: یكى علم شنیده شده، (فرا گرفته شده از خارج)، و یكى علمى كه از طبیعت انسان سرچشمه مى‏گیرد (ناشى از قوه ابتكار) و اگر دومى نباشد اولى هم فایده‏اى ندارد؛.... چه بسا عالم هایى را مشاهده مى‏كنید كه مغزشان جاهل است یعنى على‌‌رغم این كه خیلى اطلاعات دارند، اما اگر كمى از حدود معلوماتش خارج شوید، مى‏بینید با یك فرد صددرصد عوام و جاهل مواجهید8. (مطهری، 1373، صص19-20) امام صادق(ع) به نقل از امیرالمومنین می‌‌فرماید: آگاه باشید که خیر و برکتی نیست در علمی که در آن درک و فهم نباشد.(حکمت‌‌نیا، 1389، ص34)
در احادیث، جهل غالبا در مقابل عقل است نه در مقابل علم؛ در حدیث آمده: براى بى فكرى انسان كافى است كه هر چه مى‏شنود باور و نقل كند. مسأله دیگر كه نزدیك به این مطلب است و از (زمر:18) و بعضى از احادیث استنباط مى‏شود مسأله تجزیه و تحلیل كردن یك سخن است. و در روایات تعبیر به نقد و انتقاد شده است؛ مثلاً از حضرت مسیح (ع) روایت شده كه: حق را هرچند از اهل باطل فرابگیرید ولی باطل را از اهل حق فرانگیرید و اهل نقد و نظر باشید. (ری‌‌شهری و همکاران، 1379، ج1، ص353) (مطهری، 1373، صص37-43)
یكى دیگر از توصیه‌‌های عقل‌‌پرور اسلام توصیه به مقابله با پدیده‌‌ای است که امروزه از آن به عنوان گروه‌‌اندیشی9 یاد می‌‌شود. «گروه اندیشی» یک نحوه تفکّر است که در آن، اعضای گروه تحت فشار گروهی، آن چنان توافقجو می‌‌شوند که از ارزیابی‌‌های واقع‌‌بینانه باز می‌‌مانند و به یک راه حل، که مورد نظر گروه است، دل می بندند و آن را باور می کنند. (الوانی، 1370، صص12-13) امام هفتم(ع) در ادامه‌‌ی همان حدیث به هشام می‌‌فرمایند: اگر در دست تو دانه گردویی است ولی همه مردم آن را جواهر پنداشته‌‌اند این پندار، تو را سود نبخشد همچنین اگر درمیان مشت تو، جواهری باشد، لکن مردم آن را گردو قلمداد کرده اند در این صورت نیز این پندار، واقعیت را دگرگون نمی سازد و زیانی به تو نمی رسد. (مطهری، 1373، صص285-287)
به هر حال قدرمتیقن، همانقدر که پرداختن به بانکداری بدون ربا و امثال ذلک در نیل به اقتصاد اسلامی (به عنوان یک فناوری نرم) مهم است، به همان اندازه نیز استفاده از ظرفیتهای نهادی اسلام در دانش‌‌پایه‌‌گی اقتصاد اهمیت دارد و می‌‌تواند در دنیای واقعی ارزش آفرین باشد.

 

متن کامل مقاله:

http://www.nrisp.ac.ir/jstp/browse.php?a_id=607&;;sid=1&slc_lang=fa

 

 



1- بنابر تعریفِ یکی از نهادگرایان برجسته‌‌ی معاصر به نام نورث، نهادها قوانین بازی در جامعه‌اند، یا به عبارتی‌ سنجیده‌تر قیودی هستند وضع شده از جانب نوع بشر– البته مامعتقد به قوانین الهی نیز هستیم- که تعاملات انسانی را ساختارمند می‌‌کنند. آنها محدودیت‌‌های رسمی (قواعد، قوانین، قانون اساسی) و غیر رسمی (هنجارهای رفتاری، رسوم، دستورالعمل‌‌های رفتاریِ خودتحمیل‌‌شونده) را شامل می‌‌شوند و از خصلتِ ضمانتِ اجرا برخوردارند. (چاونس،1390، ص120)
2- مثلاً از جمله نهادهایِ رسمیِ مشوقِ دانش‌‌پایگی، استحکامِ نظامِ حقوق مالکیتِ معنوی (ثبت اختراع و...) می‌‌باشد. (ناظمان و اسلامی‌‌فر، 1389، ص14) (حکمت‌‌نیا، 1389، صص170-192)، که در این مقاله مدنظر نمی‌‌باشد
3- این نهادهای از آن جهت غیررسمی نامیده می‌‌شوند که در قوانین و به صورت رسمی مورد اشاره قرار نمی‌‌گیرند.
4- مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً
5- Data
6- Information
7- knowledge
8- لازم به ذکر است امام كاظم (ع) در حدیثى خطاب به هشام‏بن حكم پس از آن كه وى را به تعقل و تفكر دعوت مى‏كند و در لزوم آن سخن مى‏گوید، مى‏فرماید: ولى به عقل تنها هم نباید اكتفا كرد؛ عقل را باید با علم توام كرد. چون عقل یك حالت غریزى و طبیعى دارد كه هر كس دارد، ولى علم، عقل را تربیت و تقویت مى‏كند، و لذا خداوند در قرآن فرموده: و تلك الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون؛ یعنى اول باید انسان عالم باشد و مواد خام را فراهم كند و بعد با عقل خود تجزیه و تحلیل كند. (مطهری، 1373، ص283 و ص 45)

 9- Groupthink